|
✿دهکده ی زبان✿ اموزش زبان وراه های یادگیری آن
| |||
|
هم اکنون که اندکی با نحوه یادگیری زبان و برخی موضوعات دیگر آشنا شده اید میخواهیم شما را با مبحث نامه نگاری (Letter writing) آشنا کنیم.این مبحث طی چندین مقاله ارائه خواهد شد که بتواند در یادگیری طریق صحیح نگارش نامه به شما کمک کند.در کل نامه هایی که در این بخش از مقالات به آن ها خواهیم پرداخت به سه دسته کلی تقسیم خواهند شد:
ادامه مطلب [ یکشنبه 21 خرداد 1391 ] [ 15:30 ] [ loverofenglish ]
Two men, both seriously ill, occupied the same hospital room. One man was allowed to sit up in his bed for an hour a day to drain the fluids from his lungs. His bed was next to the room’s only window. The other man had to spend all his time flat on his back.
The men talked for hours on end. They spoke of their wives and families, their homes, their jobs, their involvement in the military service, where they had been on vacation. And every afternoon when the man in the bed next to the window could sit up, he would pass the time by describing to his roommate all the things he could see outside the window.
***بقیه در ادامه مطلب***
ادامه مطلب [ یکشنبه 21 خرداد 1391 ] [ 14:57 ] [ loverofenglish ]
یکی از کتابهای معروف زبان انگلیسی بخصوص در ایران کتاب 504 لغت ضروری انگلیسی است که از لغات آن در تمام آزمون ها و ... استفاده میشود و الحق باید گفت لغاتی که در این کتاب جمع آوری شده است جزو پرکاربردترین لغات و کلیدی ترین لغات انگلیسب است در این کتاب تمام این 504 واژه همراه با معنی آن جمع آوری شده است برای دانلود روی تصویر زیر کلیک کنید
[ شنبه 20 خرداد 1391 ] [ 17:38 ] [ loverofenglish ]
سلام بازدید کنندگان عزیز.شما میتونید به این صفحه از وب وارد شوید وتبلیغات خودرا رراجع به تدرس خصوصی به صورت کامنت قرار دهید تا بلافاصله در ان صفحه قرارگیرد: http://loverofenglish.loxblog.com/page.php?p=1
[ شنبه 20 خرداد 1391 ] [ 16:46 ] [ loverofenglish ]
دانش آموز گرامي؛ لطفا قبل از انجام آزمون به موارد زير دقت كنيد: - فقط يك بار مي توانيد به پرسش هاي اين آزمون پاسخ دهيد و امكان بازگشت به پرسش هاي قبل نداريد. - آزمون چند گزينه اي است. - مدت آزمون شما 15 دقيقه است. - هر سه كادر مربوط به ( كادر اول: نام و نام خانوادگي )، ( كادر دوم: نام مدرسه ) و (كادر سوم: نام شهر و يا روستا ) را به انگليسي بنويسيد. سپس برروي next كليك كنيد. - مراحل آزمون را تا آخر انجام دهيد.( برروي آخرين next كليك كنيد. ) - كارنامه ي آزمون خود را دريافت كنيد. براي انجام آزموناينجاكليك كنيد. [ شنبه 20 خرداد 1391 ] [ 13:57 ] [ loverofenglish ]
[ شنبه 20 خرداد 1391 ] [ 13:40 ] [ loverofenglish ]
“وصل کردن – connect” وقتی زنگ میزنین مثلا به یه شرکتی و می خواین که با شخص خاصی صحبت کنین ، به منشی اون شرکت و یا هر کسی که پاسخگوی تلفن شماس میگین که “منو وصل کن به فلان شخص” یا “منو وصل کن به دفتر فلانی”. برای این منظور می تونین از get یا connect استفاده کنین. به این صورت که اگه می خواین بگین که شما رو وصل کنه به شخصی (منو وصل من به فلان شخص) از get و اگه می خواین بگین که شما رو وصل کنه به جایی (منو وصل کن به دفتر فلانی) از connect استفاده کنین. نحوه کاربرد: ۱- Get: به صورت get me sb (که به جای sb باید اسم کسی که می خواین شما رو بهش وصل کنه بگین. دقت دارین که هیچ حرف اضافه ای مثل with یا to با get نیومده). Get یعنی “گرفتن” یعنی مثلا وقتی میگیم “اتش نشانی رو بگیر” یعنی با اتش نشانی تماس بگیر. ۲- Connect: به صورت connect me with sth که به جای Sth باید اسم دفتر کسی یا جای که می خواین باهاش تماس داشته باشین بگین. “سارا ، میشه لطفا منو به خانم جونز وصل کنی”
” من می خواستم با مدیر صحبت کنم ولی اشتباهی به جاش منشی شو گرفتم”
” اگه نری پلیسو می گیرم”
” میشه لطفا منو به داخلی ۲۵ دفتر اقای اسمیت وصل کنید؟”
همچنین به پلیس محلی هم sheriff گفته میشه.
برای “پاچه خواری” یا “خود شیرینی” تو انگلیسی چند تا معادل وجود داره. یکی از این اصطلاحا ، bootlicking of sb ـه. اصطلاح bootlicker هم به خود ادم پاچه خوار گفته میشه. اصطلاح بعدی kiss up to sb ـه که تو محاوره ی انگلیسی امریکایی خیلی رایجه. دو اصطلاح suck up to sb و butter sb up هم باز به معنی “پاچه خواری” هستن. ضمنا اینم جالبه که بدونین یه اصطلاح asmosis که یه اصطلاح Slang جدید محسوب میشه ، اشاره داره به فردی که کاراشو با پاچه خواری و خود شیرینی پیش می بره. همچنین اصطلاح زشت kiss sb’s a** هم که تو محاوره خودتون میدونین تا چه حد رایجه ، به همین موضوع پاچه خواری اشاره داره. مثال: chuck’s always trying to kiss up to the boss. He’s such a real asmosis منبع: lbdictionary.com [ شنبه 20 خرداد 1391 ] [ 13:24 ] [ loverofenglish ]
(این وب نویسنده میپذیرد) هرکسی که مایل به نویسندگی دراین وبلاگه{فقط مطالب و مقالات مربوط به زبان انگلیسی}کامنت بذاره وبگه تایوزر و پسورد ورود به وبو بهش بدم تابعد [ جمعه 25 فروردین 1391 ] [ 20:14 ] [ loverofenglish ]
**********
**********
Love is Pure
**********
سه گام برای رسیدن به شادی وجود داره : 1- تو 2- من 3- قلبامون..........و بعد ابدیت!
**********
**********
To Keep U Fresh, Prayers To Keep U Healthy & Love To Keep U Smiling
تق! تق! اجازه هست پا به دنیای تو بزارم؟ من با خودم گل نمیارم، با خودم هدیه هم نمیارم اما یه عالمه آرزو با خودم میارم که تورو همیشه تر و تازه نگه داره، با خدم کلی دعا میارم برای سلامتی تو، و با خودم عشق میارم تا کاری کنم تو همیشه لبخند بزنی....
**********
heart that will luv at ur worst, if u hv found it, u've found luv.
قلبی رو که وقتی توی بد ترین حالت هستی دوست داشته باشه؛ اگر تونستی اینارو پیدا کنی بدون که عشق رو پیدا کردی....
**********
But it would be almost equally sad to leave this world without ever telling those you love
تقریبا مثل این میمونه که این دنیا رو ترک کنی بدون اینکه به کسایی که دوسشون داری چیزی از عشقت گفته باشی...!!!!!
**********
**********
heart wasnt love put there to stay - luv isnt luv 'til you give it away
یک زنگ هیچی نیست تا وقتی به صدا درش بیاری، یک شعر تا وقتی خونده نشه شعر نیست، عشق توی قلب تو تا وقتی که اسیرش کنی عشق نیست، عشق وقتی عشقه که رهاش کنی تا بره (به دیگه ای هدیه بدیش)
who kisses u goodnite
**********
**********
و عشق درست مثل تو زیباست....
**********
Loving some1 who loves u is a duty, but being loved by some1 whom u luv is LIFE.
دوست داشتن کسی که دوست داره وظیفست، اما دوست داشته شدن توسط کسی که دوسش داری زندگیه!
**********
In life luv is neither planned nor does it happen for a reason but when the luv is real it becomes your plan for life n reason for living.
[ پنجشنبه 24 فروردین 1391 ] [ 21:21 ] [ loverofenglish ]
Ticket Please Three engineers and three accountants are traveling by train to a conference. At the station, the three accountants each buy tickets and watch as the three engineers buy only a single ticket. “How are three people going to travel on only one ticket?” asks an accountant. “Watch and you’ll see,” answers an engineer. They all board the train. The accountants take their respective seats but all Three engineers cram into a restroom and close the door behind them. Shortly after the train has departed, the conductor comes around collecting tickets. He knocks on the restroom door and says, “Ticket, please.” The door opens just a crack and a single arm emerges with a ticket in hand. The conductor takes it and moves on. The accountants see this and agree it is quite a clever idea. So after the conference, the accountants decide to copy the engineers on the return trip and save some money. When they get to the station, they buy a single ticket for the return trip. To their astonishment, the engineers buy no tickets at all. “How are you going to travel without a ticket?” says one perplexed accountant. “Watch and you’ll see,” answers an engineer. When they board the train the three accountants cram into a restroom and the three engineers cram into another one nearby. The train departs. Shortly afterward, one of the engineers leaves his restroom and walks over to the restroom where the accountants are hiding. He knocks on the door and says, “Ticket please.” بلیط لطفا!!! سه مهندس و سه حسابدار برای شرکت در یک کنفرانس با قطار به سفر می روند. در ایستگاه، حسابدارها می بینند که آن سه مهندس، فقط یک بلیت می خرند. یکی از حسابدارها می پرسد: «چگونه شما سه نفر می خواهید با یک بلیت مسافرت کنید؟» یکی از مهندس ها پاسخ می دهد: «ببین و تماشا کن!» همگی سوار قطار می شوند. حسابدارها در صندلی خودشان می نشینند، اما هر سه مهندس در یکی از دستشویی ها می چپند و درب را پشت سرشان می بندند. اندکی پس از حرکت قطار، رئیس قطار در حال جمع آوری بلیت ها پیدایش می شود. او درب دستشویی را می زند و می گوید: «بلیت، لطفا.» درب فقط اندکی باز می شود و یک دست که بلیت را نگاه داشته از شکاف در خارج می شود. رئیس قطار بلیت را می گیرد و می رود. حسابدارها این اتفاق را می بینند و قبول می کنند که ایده خیلی زیرکانه ای است. به همین خاطر بعد از کنفرانس، حسابدارها تصمیم می گیرند که در مسیر برگشت از کار مهندس ها تقلید کنند و پول خود را صرفه جویی نمایند. آن ها وقتی به ایستگاه می رسند، فقط یک بلیت برای مسیر بازگشت می خرند. اما در کمال تعجب می بینند که مهندس ها اصلا بلیتی نمی خرند. یکی از حسابدارهای بهت زده می گوید: «چگونه می خواهید بدون بلیت مسافرت کنید؟» یکی از مهندس ها پاسخ می دهد: «ببین و تماشا کن!» وقتی سوار قطار می شوند، سه حسابدار در یکی از دستشویی ها و سه مهندس در یکی دیگر از دستشویی های همان نزدیکی می چپند. قطار حرکت می کند. اندکی بعد یکی از مهندس ها از دستشویی خارج می شود و به سمت دستشویی ای که حسابدارها در آن پنهان شده بودند می رود. درب را می زند و می گوید: «بلیت لطفا.» [ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 13:45 ] [ loverofenglish ]
|
|||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | |||